بابا بزرگ پيرم

باباي مثل شيرم

ميگفت كه اون قديما

تو قلبامون صفا بود

دستار و دوستيهامون

خالص و بي ريا بود

كينه و مهبروني حسابشون جدا بود

عشق و تميز خالص

دل خونه خدا بود

دل خونه خدا بود


بابا بزرگ پيرم

ميگفت كه اون قديما

اتم متم نداشتيم

اين همه بمب نداشتيم

ميدون را تنگ ميكرديم

مردونه جنگ میکردیم


بابا بزرگ پيرم ميگفت كه اون قديما

بارون چه بركتي داشت صحرا چه حرمتي داشت

زانوي مرد صحرا چه زور و قوتي داشت

ميگفت بلند ميخنديم

باباي پشت خميده

كه توي اين زمونه

جونم به لب رسيده

ميگفت قديم قديما

خواب شبم راحت بود

توي كلام مردم پر از صميميت بود


بابا بزرگ پيرم

باباي مثل شيرم

ميگفت كه اون قديما

تو قلبامون صفا بود

دستار و دوستيهامون

خالص و بي ريا بود

كينه و مهبروني حسابشون جدا بود

عشق و تميز خالص

دل خونه خدا بود

دل خونه خدا بود